تبليغاتX
Theme System : BlogFa -->

ترانه های تنهایی











































ترانه های تنهایی
*~*~~*~*

من فرار کردمــــــــــــ...
از همان دخمه ی روباز!
من دروغ گفتم!
به خاطر رهایی و آزادی.
در مقابل مهره های سیاه بیشماری که پیش رویم بود،
من هم مهره ی سیاه را حرکت دادم!
من سیاه، بازی کردم.
من در مقابل سیاه، با سیاه، سیاهبازی کردم...
میدانم که خطر کردم! گناه کردم! خود را کوچک کردم! ...
اما به خدا من قدر آزادی و رهایی را کنون میدانم!
رها شدن از دامان سیاهی، و به آغوش کشیدن سپیدی.
اما هر چه بود، گذشت!
نمیدانم که رو سیاهی اش نصیب منست یا آنها.
چون الان میدانم که منم مثل آنها با مهره ی سیاه بازی کردم!
پس آیا فرقی هم بین من و آنها هست؟؟؟

هنوز کارم آنسوتر ها با همان سیاهی ها پایان نیافته!!!
من همچنان اسیر آنانم و این آنانند که برتری کاملی به من دارند.
ما هر دو طرف سیاهیم و غرق در پلیدیهایش!
و این تنها خداست که رحم خواهد کرد بر دل ِ زار و ذهن مخدوشم!
خدایا رحم کن...

 

 

زندگی رسم خوشایندیست… زندگی بال و پری دارد با وسعت مرگ… پرشی دارد اندازه ی عشق… زندگی چیزی نیست که لب تاقچه ی عادت از یاد من و تو برود…

***



* نوشته شده در چهارشنبه سی ام بهمن 1387 و ساعت 17:39 توسط جواد

 

 

 


taranehayetanhaei

جواد

taranehayetanhaei

http://taranehayetanhaei.blogfa.com

ترانه های تنهایی

ترانه های تنهایی -

ترانه های تنهایی

ای کاش می شد فهمید
در دل آسمان چه می گذرد که
امشب با ناله ای بغض آلود
بر دیار این دل خسته
اشک می ریزد!

ترانه های تنهایی

مدل لباس

قالب پرشین بلاگ

قالب وبلاگ

Free Template Blog